عبدالله مستوفى

538

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ميكنيم ؟ و كدام هيئت دولت مجرى آن خواهد بود ؟ مگر ملاحظه نمىفرمائيد ، در خارج ، نمايندگان و اين مجلس ، تا چه درجه موهون شده‌اند ؟ بهر محفل و اجتماعى كه ميرويم ، و با هركس كه ملاقات ميكنيم ، از سكوت مجلس و مجلسيان ، شكايت ميكنند ! از تبريز ، در اين مدت كم كه وارد شده‌ايم ، خطوط متعدد رسيده ، از وضع مجلس و نمايندگان و هيئت دولت استفسار كرده‌اند ، و ميكنند . چه جوابى بنويسيم ؟ و حقيقة در حيرت هستم . اوضاع حاضره را قطعا نميتوان ، مناسب و لايق و سزاوار اطلاق يك حكومت ملى ديد . نمايشاتى مىشود ، كه خيلى اسباب وحشت و پريشانى و نگرانى است . عملياتى در مركز مملكت مىشود ، كه به نظر بنده ، ممكن است در آتيهء خيلى نزديك ، براى مملكت و ملت خطراتى را متوجه سازد . بدون مجوز قانون جرائد را مىبندند ، و مديران آن‌ها را توقيف ، حبس ، تبعيد و زجر ميكنند ، و ميزنند . چرا ؟ براى اينكه از كثرت ظلم و تعدى و انتخاب اشخاص بدسابقه براى مأموريتها و اختلاسها و هزار مظالم ديگر ، تنقيد كرده ، و دولتيان را به راه راست دلالت و نصيحت مينمايند . اينها ، عوض اصلاح احوال و مفاسد خودشان ، متشبث به نقض قوانين مىشوند . آيا براى جلوگيرى از خطرات متصوره ، نمايندگان ملت ، چه تصميمى اتخاذ مينمايند . قانون اساسى اعمال را تقسيم ، و هر وزيرى را در كار خود مسؤل كرده است . آيا حالا در اينجا ، رعايت مىشود ؟ خوبست ، براى مراعات سوگنديكه آقايان نمايندگان در مجلس ياد كرده‌اند ، عجالتا از بعضى كارهاى جزئى صرفنظر فرموده ، و اوقات عزيز و پربهاى خودشان را صرف مذاكرات مهمهء اساسى بفرمايند . از قانون اساسى كه ، به غير از لفظ و يك كتابچهء مطبوع آن هم در كتاب‌خانه‌ها و در خانه‌ها ، عجالتا چيز ديگرى نيست . همان مظالمى كه در ادوار فترت ميشد ، همان خلاف قانونىها كه در آن اوقات مرتكب ميشدند . حالا هم ميشوند و اين مظالم و نقض قوانين ، باز زمينه‌هائى براى انقلابات در مملكت تهيه كرده ، و مىكند . معلوم مىشود ماها عمرمان را بايد در انقلاب صرف نمائيم و هميشه در زدوخورد باشيم . ترتيبات و اوضاع حاضره و اين لاقيدى در مراعات اصول قوانين اساسى است كه اتصالا در مملكت ، باعث توليد قيامها و نهضتها مىشود . قيام تجدديون تبريز ، براى چه بود ؟ آيا به غير از عدم رضايت از اوضاع پريشان و اسف‌آور مملكت بود ؟ كه ميخواستند دولت را وادار باجراى كامل اصول قوانين اساسى بكنند ؟ آيا اولياى امور تجربه حاصل كردند ؟ و يك قدمى براى اجراى قانون اساسى برداشتند و يا براى آسايش اهالى اين مملكت اقدامى كردند ؟ فرداست كه از كثرت ظلم و تعدى از ساير نقاط مملكت نيز ؛ قيامها مىشود ، و به اينطور هميشه اين مملكت در جزرومد انقلاب و هميشه مردم در زحمت بوده ، روى راحت نخواهند ديد . لازم است ، مجلس شوراى ملى هرچه زودتر بهيئت دولت و زمامداران وقت و مسؤلين امور ، جدا اخطار كند ، كه قوانين اساسى مملكت را كه با خون پاك جوانان وطن و مجاهدين با غيرت تحصيل شده است مراعات ، و هريك از وزراء در اداره و حدود اختيارات خود ، با جديت مشغول اصلاحات بشوند . حالا اگر آقايان نمايندگان بخواهند ، از وزارتخانه‌هاى داخله و ماليه و غيره سؤال و استيضاحى بفرمايند ، آيا جواب مسكت ميشنوند ؟ بعقيدهء بنده خير ! زيرا ، در حدود اختيارات آنها مداخلاتى مىشود كه نبايستى بشود و اين هم در واقع هرج‌ومرج است و ابدا شايستهء يكدولت مشروطه و حكومت ملى نيست . ايرانيان باغيرت ، كه جمع شده و بيرق استبداد را سرنگون ، و به تحصيل مشروطيت نائل شدند گمان نميكنم ديگر زير بار استبداد بروند ! و قطعا كار بانقلاب و خون‌ريزى خواهد كشيد .